
#زمستانه
برچسب:
نویسنده: نرگس رنجبر
اسب سفيد وحشيبر آخور ايستاده گران سرانديشناك سينه مفلوك دشتهاستاندوهناك قلعه خورشيد سوخته ستبا سر غرورش امّا دل با دريغ ريشعطر قصيل تازه نمي گيردش به خويشاسب سفيد وحشي ـ سيلاب دره هابسيار صخره وار كه غلطيده بر نشيبرم داده پر شكوه گوزنانبسيار صخره وار ، كه بگسسته از فرازتازانده پر غرور پلنگاناسب سفيد وحشي ، با نعل نقرهگونبس قصّهها نوشته به طومار جادههابس دختران ربوده زِ درگاه غرفههاخورشيد بارها به گذرگاه گرم خويشاز اوج قلّه بر كفل او غروب كردمهتاب بارها به سراشيب جلگه هابر گردن ستبرش پيچيد شال زردكهسار بارها به سحرگاه پر نسيمبيدار شد زِ هلهله سم او زِ خواباسب سفيد وحشي اينك گسسته يالبر آخور ايستاده غضبناكسم مي زند به خاكگنجشكهاي گرسنه از پيش پاي اوپرواز ميكنندياد عنان گسيختگيهاشدر قلعههاي سوخته ره باز مي كننداسب سفيد سركشبر راكب نشسته گشوده است يال خشمجوياي عزم گمشده اوستمي پرسدش زِ ولوله صحنه هاي گرممي سوزدش به طعنه خورشيدهاي شرمبا راكب شكسته دل امّا نمانده هيچنه تركش و نه خفتان ، شمشير مرده استخنجر شكسته در تن ديوارعزم سترگ مرد بيابان فسرده است :« اسب سفيد وحشي ! مشكن مرا چنين !بر من مگير خنجر خونين چشم خويشآتش مزن به ريشه خشم سياه منبگذار تا بخوابد در خواب سرخ خويشگرگ غرور گرسنه من » …« اسب سفيد وحشي !شمشير مرده استخالي شدهست سنگر زينهاي آهنينهر مرد كاو فشارد د
برچسب:
نویسنده: نرگس رنجبر
موتور یعنی هر آنچه در خیال است به وقت بودنش بس عشق و حال است
اللهم اجعل علینا واحد الموتورسنگین هو بالحجم ۱۰۰۰ سی سی
آمین یا رب العالمین
برچسبها:
برچسب:
نویسنده: نرگس رنجبر

برچسب:
نویسنده: نرگس رنجبر
کی سر ظهری خوابش میبره والو؟
اونم روز جمعه ای که عادم بعد دو هفته اومده خونه
پ ن: هیچی
جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶
ساعت : 14:47
نوشته : فرهادووو
برچسب:
نویسنده: نرگس رنجبر